
پاورپوینت بررسی محیط، سازمان و نظریات آن در 26 اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx
عنوان: دانلود پاورپوینت (اسلاید) محیط، سازمان و نظریات آن
دسته: مدیریت (مبانی سازمان و مدیریت- اصول مدیریت- تئوری های مدیریت پیشرفته)
فرمت: پاورپوینت(Powerpoint)
تعداد اسلاید: 26 اسلاید
این فایل با فرمت پاورپوینت در تعداد 26 اسلاید زیبا و کامل در زمینه " محیط، سازمان و نظریات آن " بوده که می تواند به عنوان سمینار(کنفرانس) در کلاس برای درسهای مبانی سازمان و مدیریت، اصول مدیریت و تئوری های مدیریت پیشرفته مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر است:
مقدمه
محیط سازمانی
شبکه بین سازمانی
محیط عمومی
بخش اجتماعی
بخش فرهنگی
بخش سیاسی
بخش اقتصادی
بخش فناوری اوری
طبیعی
محیط بین المللی و جهانی
تئوریهای روابط سازمان و محیط
تئوریهای اقتضایی
محیط نا مطمئن
نگاه اطلاعات
واکنش سازمان به عدم اطمینان
چگونگی تحلیل سازمان
قیمت : 4,000 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .
کلمات کلیدی

مقاله بررسی ایمان و خشونت
این نوشته بحثی است دربارهی خشونت و ایمان. بحثای دیالکتیک که در آن حداقل نظر من در میانهی راه تصحیح شده است:در یکی از پستهای پیشینم چنین چیزی را نوشته بودم: “چیزی نمانده تا لحظهای که از تلاش کمفایدهی عیسی مسیح ۲۰۰۵ سال گذشته باشد: همچنان همدیگر را گاز میگیریم و وحشیترینهایمان، با ایمانترینهایمان هستند!”که یکی از خوانندگان اینجا به نام بهار –که من قبلا از طریق وبلاگ پویان با او آشنا بودم- برایم نوشت:
“سلام:)
میشه بیشتر توضیح بدین که چطور به این نتیجه رسیدین که وحشیترها، با ایمانترینها هستند؟!خیلی جالب شد واسم!”و من هم پاسخ گفتم:”شاید لفظ “ایمان” آنقدر صحیح نباشد که “ایمان به مذهب” (و نه الزاما خداوند) به این موضوع بیاید. اما یک نگاهی به جنگافروزان اخیر بکنید، به ارتباطشان پی میبرید:-جامعهی امریکا مذهبی است و بوش جز مذهبیترین رییس جمهوران آنجاست. همچنین کلی از رای این دورهی بوش به خاطر برانگیختن حس مذهبیی مردم آنجا بوده است. امیدوارم نیازی نباشد تا اثبات کنم که بوش یک “وحشی” است!-کلی از بدبختیی فعلیی جهان زیر سر اصولگرایان اسلامی است. آنها آنقدر به “ایمان” خود باور دارند که حاضرند جان هزاران نفر را بدون اغماض بگیرند. -اسراییل!-فلسطین! -ایران!
… و خیلی موارد دیگر. نکتهی مشترک بین همهی اینها این است که “ایمان” به عنوان یک عنصر “غیرعقلانی” باعث کم اثر شدن “تعقل” لازم برای انسانیت مدرن میشود. ایمان باعث میشود آرمانی والا به عنوان هدف اصلی درآید و آن آرمان درست مثل چماق چماقداران عزیز بخورد توی سر ملت! نمیگویم این خشونت “بد” است (که طبق معیارهایی خوب است)، اما میگویم یکی از دلایل این “خشونت”، ایمان بالا است!البته ایمان بالا میتواند باعث کمتر شدن خشونت هم بشود. اگر مسیحیان مثل عیسی عمل میکردند و به این باور داشتند که اگر کشیدهای به گوش چپشان خورد، سمت راست صورتشان را جلو بیاورند (باز هم نمیگویم کار درستی است!) آنگاه ایمان تبدیل میشد به روشی برای کمتر شدن خشونت. اما عملا گویا مسیر تاریخ به گونهای دیگر شده است.”
پیش از ادامه، لازم است چند نکته را بیان کنم. پستای که این بحثها در موردش انجام شده است، جزو خانوادهی “ضدخاطرات” است. گزارههای ضدخاطرات هر چه باشد، الزاما “صحیح” نیستند. در نتیجه ادامهی این بحث، در یک بافت دیگر –بافت متعقلانه- انجام شد در حالی که خود نوشته در بافت ضدخاطرات مطرح شده است. با اینکه سعی میکنم حرف مفت کمتر بزنم، اما این سعیام در خانوادهی ضدخاطرات کمتر است (با اینهمه حاضرم از همهی پستهایام دفاع کنم و یا اشتباه آنها را بپذیرم و یا هیچکدام!!!). نکتهی مهم دیگر اینکه در کامنتام نوشتهام که لفظ “ایمان” آنقدر درست نیست که “ایمان به مذهب” درست است، اما اینک میخواهم نظرم را کمی تغییر بدهم و بگویم احتمالا مشکل خود ایمان است و نه الزاما ایمان به مذهب.پاسخ اساسیی بعدی خانم بهار یک چنین چیزی بود:”خوب، تمام این مسائلی که عنوان کردید (امریکا، ایران، چماق چماقداران و…) به مسائل سیاسی ربط دارد نه دین نه مذهب و …
_ از امریکا شروع میکنم.البته در مورد مسائل سیاسی اطلاع چندانی ندارم، اما فکر میکنم سیاستهای بوش مانند اندیشه های ماکیاولی باشد. ماکیاولی معتقد است که حاکم برای حفظ دولت و مصلحت آن باید از ویژگیهای شیرصفتی و روبه صفتی یعنی سرکوبگری برخوردار باشد و بی وقفه در مقابل “بخت نا مساعد” بستیزد.وظیفه ی حاکم رفع آشفتگی و هرج و مرج است و برای اینکار مجاز است تا از زور و خشونت و فریب استفاده کند.توجه داشته باشید که در امریکا دانشمندان سیاسی روی کار هستند (نه مثل کشورهای ایران و…)در آنجا تأکید میشود بر ضرورت عدالت و آزادی، تأکید میشود بر اینکه حاکم باید عادل باشد و رعایت دین و اخلاق را بکند.اما منظورشان این نیست که غایت و هدف سیاست دین و اخلاق و عدالت است بلکه اینها ابزار هستند برای کسب و حفظ قدرت.حتی معتقدند (به طور پنهان) که لازمه ی حفظ حکومت وجود فقر و ترس و… در بین مردم است.البته این مسأله ی وجود فقر در بیشتر سیاستها از قدیم بوده، حتی در ایران، در زمان آغا محمد خان و شاید هم پیش از او. پس با این تفاسیر بوش مذهبی است یا مذهب نما؟ وقتی بوش در ماه رمضان مراسم افطاری برگزار میکند، یعنی بوش مذهبی است یا میخواهد از راه مذهب وارد شود و روی افکار مردم کار کند؟ این اعمالش را باید به مسائل سیاسی ربط داد نه مذهبی. با شناختی که از بوش هست و اینطور که شما به صراحت میگویید مذهبی ترین، مذهبی بودن مردم امریکا هم زیر سؤال میرود. در ضمن سه عامل باعث انتخاب مجدد بوش شد: خدا، آزاد کردن هم جنس بازی و عامل سومش را هم متأسفانه یادم نیست.
]
_ و ایران: مذهب و یا اسلام را در ایران از قبل از سال ۵۷ مثال میزنم. حتماً شنیده اید، سازمان مجاهدین خلق؛ که یک سری از روشنفکران مسلمان مبارز بودند.توصیفشان از اسلام، تجدید نظر طلبی بود یعنی میگفتند که اسلام را باید با مفاهیم مدرن همان سالها تطبیق داد. شهرام یکی از رهبران این سازمان بعد از مدتی شروع به بازبینی اسلام کرد و به این نتیجه رسید که اسلام را نسبت به مارکسیسم _ لنینیسم باید در مقام دوم قرار داد.بعد در یک اطلاعیه ی علنی اعلام میکنند:” ما گمان میکردیم که میتوانیم مارکسیسم و اسلام را با هم ترکیب کنیم ولی دریافتیم که این فکر ناممکن است.ما مارکسیسم را انتخاب کردیم….” این سازمان چپی یا کمونیستی با اندیشه ی اسلام و با جمعی از مسلمانان تشکیل شد و باز هم اسلام یا مذهب به کنار رفت. کنار رفتن مذهب یا اینگونه به صراحت بیان میشد یا نه، ولی مذهب به حاشیه میرفت یا مذهب دستاویز میشد. نکته ی دیگر که به نظرم باعث خدشه دار شدن دین یا مذهب در ایران میشود؛ نبودن سیاستدانهای واقعی بر سر کار است. به نوعی همه چیز با هم قاطی شده ضمن اینکه اگر بیوگرافی دانشمندان سیاسی جهان را نگاهی بیندازیم اکثر آنها جامعه شناسی، فلسفه و علوم سیاسی خوانده اند. خودتان بهتر میدانید که در این دوران با مسائل حوزوی و غیره نمیشود حکومت و دولت خوبی داشت یا اینکه در اکثر اعتراضات به دولت، مانند روز دانشجو یا ۱۸ تیر بیشترین افراد شرکت کننده از دانشکده های فنی هستند (البته نمیخوام بگم اینها چیزی از سیاست نمیدانند).
_ در کل مذهب و سیاست را با هم ترکیب نکنیم، مذهب صرفاً ابزار است نه عامل وحشی گری.
_ در مورد اینکه می گویید ایمان باعث خشونت میشود: نمونه ای را مثال میزنم، طالبان گروه بسیار افراطی و به نظر من وحشی. منشأ ایمانشان چه بود؟ منشأ وحشی گریشان چه؟ اسلام؟ مذهبشان این وحشی گریها و این افراطها را نمیخواست، مگر ابن ملجم نبود که پیشانی اش گویای نماز فراوان بود… به این شکل نمیشود به طالبان گفت: مذهبی ترین. همانطور که ما تمیزی را سفارش میکنیم اما به آدم وسواس نمیگوییم تمیزترین و وسواس رو نوعی بیماری میخوانیم.
_ و ایمان باعث کم شدن اثر تعقل برای انسانیت مدرن میشود:فکر کنم انسان مدرن است نه انسانیت مدرن. و جوابم را با نمونه ی بارزی از انسان متعقل(!) یعنی نیچه میدهم. میتوانید نتیجه ی تعقل و بی ایمانی اش را در نامه ای که برای خواهرش نوشته ببینید ( جایی میگوید: غیرپرستی چیست؟خود را باید خواست و خود را باید پرستید و نهایتاً در نامه به خواهرش:…خدایا من امروز چه تنها هستم…هیچکس نیست که نوازش دوستانه بر من روا دارد.) نمونه های دیگرش شوپنهاور،در ایران خیام (البته میگویند:”خیام شاعر” ) و… با رد کردن ایمان و خدا و روی آوردن به تعقل به تنهایی در نهایت به پوچی میرسیم.اگر نگاهی به آمار خودکشی در سازمان بهداشت جهانی در کشورهای اروپایی بیندازیم، میبینیم که خودکشی در میان افراد تحصیلکرده و کلاً روشنفکر بیشتر است.
_ ایمان واقعی و درست وحشی گری نمی آورد.زیاد زیاد حرف زدم،شرمنده. موفق باشید و واقع گرا!”
از بهار متشکرم که برایام این همه نوشت و اتفاقا به نظرم نکات مهمای را هم مطرح کرد که ارزش خواندن دارند. از همان ابتدا میخواستم یکی دو نظر دربارهی این کامنت بگذارم که به تعویق افتاد. دیر پاسخ دادنام به دو چیز بر میگردد: یکی اینکه این چند روز –درست مثل این چند ماه اخیر و تقریبا مثل سه چهار سال اخیر- سرم خیلی شلوغ بوده است و باید کارهای دیگری را آماده میکردم و دیگر اینکه این آرزوی “واقعگرا بودن” کمی به مذاقام ناخوش آمد. به نظرم آمد که “خیلی راحت” نیست آرزوی “واقعنگری” برای دیگری در حالی که بعید میدانم کسی بتواند خیلی ساده و سر راست بگوید “واقعیت” چه چیزی است. این آرزو –برای من- تقریبا همانقدر فحش است که “سطحینگر نباش”، “مبتذل نباش”، “بهتر فکر کن” و … ناسزاست. بگذریم …
بهار “سیاست” و “قدرت طلبی” را علت وحشیگریها دانسته و دین و مذهب را بری از هر گونه دخالت در آن دانسته است و تنها برداشت نادرست (و یا ابزاری) از آنها را به عنوان “ابزار” قدرتطلبی در نظر گرفته است.من اعتقاد دارم که علت وحشیگریها یکی دو چیز نیست. قدرتطلبی مسلما علت همهی اینهاست، اما اینکه چه چیزی باعث قدرتطلبی و چه چیزی باعث “مشروعیت” این قدرتخواهی میشود، موضوع جدایی است. گمانام یکی از این عوامل مشروعیتزا –چه به صورت درونی و چه بیرونی- “ایمان” به هدفای است. اما ایمان چیست؟ مذهب چیست؟ و حتی چه چیزی وحشیگری است؟ نمیخواهم –و به احتمال نمیتوانم- تعریف جامع و کاملی از هر کدام از اینها بدهم چو تعریفبردار نیستند.
اما خیلی کلی بگویم، ایمان باعث میشود که در مواردی که انسان در برابر تصمیمگیریای قرار میگیرد، از باوری محکم و مستحکم –که آن را ایمان مینامیم- استفاده کند برای جهتدادن به تفکرش. این ایمان گاهی حتی میتواند قویتر عمل کند و به نفع آن باورها از “دیدههای”اش صرفنظر کند: شخصی که طناب دار را بر گردن زانیای میاندازد (فرض میکنیم چهار بار زنا انجام داده است یا زنا با محارم داشته یا چیزهایی از این دست!!!) “ایمان” دارد که کارش درست است در حالی که ترس و وحشت و حتی پشیمانی را در تمام وجود محکوم به اعدام میبیند. آیا این کار عقلانی است؟ یا بهتر بگویم: آیا اینکار انسانی است؟! چه چیزی میتواند موجب این “حق” به انسان دیگری بشود که دیگریای را نابود کند یا -حتی خیلی کمتر- او را اذیت کند؟ چیزی جز یک سیستم از باورهای بسیار مستحکم؟
درست به همین صورت ایمان به اصولگرایان اجازه میدهد که وحشیگری کنند. هیچ کاری ندارم که آیا آنها تفسیر درستی از اسلام، مسیحیت یا هر چیز دیگری در نظر دارند یا خیر، موضوع تعامل “باور”ها و “عمل” انسانها است. طالبان ایمان داشت که “اسلام” یعنی این و اجرایاش کرد. جورج بوش باور دارد که وظیفهای الهی بر عهده دارد و او سردار جنگهای صلیبیی قرن بیست و یکم شده است، پس با حمایت کلیسا –که از طریق منفذ کور ایمان مومنان برای جورج بوش رای جمع کردند- چهار سال جهنمیی دیگری را بر کرهی زمین رقم زد. دوباره تاکید میکنم که کاری ندارم “تفسیرها” چه میگویند، تنها تاکیدم به نقش ایمان در این میان است: نقش زیرپوستی و آرام ماجرا.در آخر بهتر است بیان کنم که به اعتقاد من “ایمان” چیز “بدی” نیست ولی چنین نقشای را هم بازی میکند. اگر کسای مذهبی است، شاید خوشحال شود اگر بگویم که “منتظریم تا موعود بیاید و همهی تفاسیر نادرست دور ریخته شوند” و اگر شخصای ضدمذهب است، احتمالا خرسند خواهد شد وقتی بگویم “میبینی … بدجایی گیر کردهایم” و اگر کسی بیطرف نگاه کند، راضی خواهد بود آنگاه که بگویم “اینطوریهاست!”
دیگر چه … ؟! البته این دیگر فرع موضوع است، اما گمانام “انسانیت مدرن” درستتر از “انسان مدرن” منظورم را میرساند. “انسان” واژهای است که به یک گونه از موجودات برمیگردد و انسان مدرن، به موجوداتی بر میگردد که دارای رفتار مدرناند. اما “انسانیت” واژهای است که به “منش، خواص و رفتار” یک گونه از موجودات برمیگردد و لفظ انسانیت مدرن، به درستی، به ویژگیهای مدرن آن موجودات باز میگردد. آنجا که من “انسانیت مدرن” را به کار بردم، بیشتر به ویژگیهایاش اشاره میکردم تا خود آن موجود. در مورد نیچه زیاد نظر نمیدهم ولی گمان نمیکنم نیچه نمایندهی خوبای برای یک انسان مدرن و متعقل باشد. اینرا نیچهشناسان باید بگویند. در مورد آمار خودکشی و … هم گفتهاید که نظری ندارم چون نه به آمارش دسترسیای دارم و نه بحثام اصلا دربارهی مفید بودن یا نبودن ایمان است. از بحثهای دیگری مثل اینکه بوش با همجنسبازی (که البته ماجرا نه همجنسبازی که ازدواج همجنسگرایان بود) موافق بود (که اصلا نبود!!!) یا اینکه خدا چگونه به بوش کمک کرد و … هم صرفنظر میکنم!
قیمت : 4,800 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .
کلمات کلیدی

پژوهشی پیرامون زندگی و آثار جلال آل احمد
مقدمه
نزدیک به چهار دهه از خاموشی جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مبرز ما می گذرد. با گذشت هر چه بیشتر زمان حضور اندیشه های وی در عرصه فکر و نقد مسایل اجتماعی بویژه رابطه ما با غرب، روشنفکران و وظایف آن، آزادی قلم و … بیشتر و بحث انگیزتر مطرح میشود. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی که تحقق برخی از نظریه های آل احمد را به نوعی دربرداشت جنبة سیاسی و اجتماعی دکترین وی مورد توجه قرار گرفت و شاید بتوان گفت که جنبة ادبی شخصیت و آثار وی در حاشیه قرار گرفت.
حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل نمودار شرف و حیثیت جامعه روشنفکران بود. مردی که تمامی حجم درد و عظمت رهبری روشنفکران زمان خودش را بر دوش کشید و در چهل و شش سالگی دیگر تاب نیاورد و خاموش گشت.
چهل و شش سال زندگی کرد و در این میان نزدیک به سی سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقی گذاشت. این بخشی از کارنامة زندگی جلال است.
جلال آل احمد روشنفکری بود که حتی مخالفانش در وطن پرستی و عشق او به فرهنگ ملی ایران تردید ندارند. نوشتن برای او عبادت بود. زبان و قلبش صریح بود و صراحتی که در کمتر کسی میتوان سراغ گرفت.
زنده یاد جلال آل احمد با عشق به حقیقت زیست. زندگی ادبی و اجتماعیش سراسر است از این شیفتگی به حق و تا آخر عمر خویش اینچنین زیست. آثار جلال آل احمد و زندگی پرفراز و نشیبش آنچنان گسترده و گوناگونند که پرداختن به تمامی جنبه ها، در حوصلة این صفحات نمی گنجد.
چکیده
« جلال آل احمد» متفکری است که مهمترین دغدغة او در دوران حیاتش ، « بررسی مسائل اجتماعی ایران» بوده است انجام این مهم را قالب داستانها ، مقالات وگزارشهای او می توان به وضوح مشاهده نمود. هر چند رشتة تحصیلی آل احمد « ادبیات فارسی » بوده ، تعریف او از « ادبیات» با دیگران متفاوت است.
آل احمد به جدال «سنت» و «مدرنیسم» در ایران توجه دارد، جامعة ایران را دچار به هم ریختگی و «آنومی» می داند وبه دنبال ارائة راه حلی برای این جدال است.
آل احمد به نوعی « بومی – جهانی » می اندیشد وهویتی برای ایرانی قائل است و خواهان آن می باشد که ایرانی بتواند حرفش را به تمام جهان بزند.
آل احمد با « غربی شدن» به شدت مخالف است، اما با « نوسازی » از این باب که برنامه ریزی نشده وبرون تدبیر در ایران در حال پیاده شدن است، مخالف می ورزد، نه بانوسازی به فضای مطلق آن .
اهمیت خاص غربزدگی از حیث دوران رژیم پهلوی، در این است که جلال، دو واقعیت مهم را که به عقیدة او تحصیل کردگان ایرانی از آن غافل بوده اند ، فهمیده بود .
در مقولة «زنان» آل احمد در آثار داستانی خود ، به دو تیپ از زنان توجه دارد. زن خرافی سنت زده ، و زن غربزده که به نقد هر دو تیپ می پردازد .
زندگی نامة جلال (مثلاً شرح احوالات)
در خانواده ای روحانی (مسلمان- شیعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و یکی از شوهر خواهرهایم در مسند روحانیت مردند. و حالا برادرزاده ای و یک شوهر خواهر دیگر روحانی اند. و این تازه اول عشق است. که الباقی خانواده همه مذهبی اند. با تک و توک استثنایی. برگردان این محیط مذهبی را در «دید و بازدید» میشود دید و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهای دیگر.
نزول اجلالم به باغ وحش این عالم در سال 1302 بی اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. که البته هیچکدامشان کور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان کودکی سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و یکی دیگر در سی و پنج سالگی به سرطان رفت.
کودکیم در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. تا وقتیکه وزارت عدلیة «داور» دست گذاشت روی محضرها و پدرم زیر بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اینکه فقط آقای محل باشد. دبستان را که تمام کردم دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی؛ بعد سیم کشی برق، بعد چرم فروشی و ازین قبیل … و شبها درس. و با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگذاری سیم کشی های متفرق. بر دست «جواد» ؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهایم که اینکاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد. و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگه وجودم- در سال 1322- یعنی که زمان جنگ. به این ترتیب است که جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده میشود به بلبشوی زمان جنگ دوم بین الملل. که برای ما کشتار را نداشتو خرابی و بمباران را. اما قحطی را داشت و تیفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهندة قوای اشغال کننده را.
جنگ که تمام شد دانشکدة ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حالیکه از خانواده بریده بودم و با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار امریکایی که خدا عالم است از تن کدام سرباز به جبهه رونده ای کنده بودند تا من بتوانم پای شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالی بود که عضو حزب توده بودم. سالهای آخر دبیرستان با حرف و سخنهای احمد کسروی آشنا شدم و مجله «پیمان» و بعد «مرد امروز» و «تفریحات شب» و بعد مجلة «دنیا» و مطبوعات حزب توده … و با این مایه دست فکری چیزی درست کرده بودیم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه انتظام، امیریه. و شبها در کلاسهای مجانی فنارسه درس می دادیم و عربی و آداب سخنرانی. و روزنامة دیواری داشتیم و به قصد وارسی کار احزابی که همچو قارچ روییده بودند هر کدام مامور یکیشان بودیم و سرکشی می کردیم به حوزه ها و میتینگهاشان … و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالای پسقلعه و کلک چال مناظره و مجادله داشتیم که کدامشان خادمند و کدام خائن و چه باید کرد و ازین قبیل … تا عاقبت تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به حزب توده بپیوندیم. جز یکی دو تا که نیامدند. و این اوایل سال 1323. دیگر اعضای آن انجمن «امیرحسین جهانبگلو» بود و رضای زنجانی و هوشیدر و عباسی و دارابزند و علینقی منزوی و یکی دو تای دیگر که یادم نیست. پیش از پیوستن به حزب، جزوه ای ترجمه کرده بودم از عربی به اسم «عزاداریهای نامشروع» که سال 22 چاپ شد و یکی دو قران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده. نگو که بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده. اینرا بعدها فهمیدیم. پیش از آن هم پرت و پلاهای دیگری نوشته بودم در حوزة تجدیدنظرهای مذهبی که چاپ نشده ماند و رها شد.
قیمت : 7,800 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .
کلمات کلیدی

گزارش کارآموزی شبکه های انتقال و توزیع مهندسی برق در شرکت توزیع نیروی برق در 104 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
فصل اول
تاریخچه شرکت
با توجه به اینکه کار آموزی اینجانب در شرکت توزیع نیروی برق شهرستان ایذه صورت گرفته لازم است که در ابتدا اطلاعاتی در خصوص تاریخچه تشکیل این شرکت، چگونگی و نحوه خدمات رسانی نیروی به مشترکین این شهرستان داده شود.
محلی که در حال حاضر به عنوان قسمت اتفاقات، عملیات و خدمات مشترکین برق ایذه (نیروگاه سابق) می باشد، در سال 1346 به نام موتور خانه شهرداری که در واقع خدمات برق رسانی به مردم زیر نظر شهرداری انجام می گرفت، معروف بوده است که توسط سه ژنراتور دیزلی که دو دستگاه آن با توان اسمیkva 160کیلو ولت آمپر و یک دستگاه با ظرفیت kva 500 (نیروگاه اسکودا ساخت آمریکا) بافت قدیمی این شهرستان را تغذیه می نمود که پس از زمان اندکی ولتاژ تولید شده توسط نیروگاه MVA5/0 مگاولت آمپری (v400 ولت )توسط دودستگاه ترانس با ظرفیت kva 800کیلو ولت آمپر kv 11 کیلو ولتی در قسمت اولیه این ترانس مقدار kv 11 کیلوولت افزایش داده می شد Kv 11 v400 (ولتاژ 400 ولت تولید شده توسط نیروگاه مذکور به قسمت ثانویه ترانس ها داده می شد و از اولیه آنها ولتاژ 11 کیلو ولت بدست می آمد ) لذا این ولتاژ 11 کیلو ولت با پایه های چوبی فشار متوسط شبکه 11 کیلو ولت به داخل شهر آورده شده و توسط 16 دستگاه ترانس در نقاط مختلف (بافت قدیمی شهر) تبدیل به فشار ضعیف و در نهایت انشعابات تکفاز و سه فاز مشترکین از آن تغذیه می شد. لازم به توضیح است که بهره برداری و نگهداری برق این شهر در سال 1352 رسما تحویل سازمان برق گردید این وضعیت تا اواخر سال 1356 ادامه داشت تا اینکه در آن زمان با احداث شبکه متوسط kv 33 کیلو ولت با مسیر طولانی از شهرستان هفتکل به باغملک و ایذه برق این دو شهر از این طریق به شبکه و فیدر، مجزا ایستگاه هفتکل متصل شد.
با گسترش این دو شهرستان، ساخت ساز توسعه شهری و روستاهای همجوار علاوه بر بالا رفتن میزان بار و توان مورد نیاز جهت تامین مشترکین جدید معضلات و مشکلات فراوانی نیز در خصوص تامین و نگه داری این فیدر ناشی از طولانی بودن آن (افت ولتاژ شدید در نقاط انتهایی) ، تکمیل شدن ظرفیت فیدر آسیب پذیری شبکه از طریق صاعقه و رعد و برق، شکستگی مقره ها، باد و طوفان، نهایتاً در سال 1374 توسط احداث خط انتقال دو مداره فشار قوی kv 123 کیلو ولت (خطوط 707 و706) از ایستگاه kv و شهرستان رامهرمز به ایذه در 3 کیلومتری ورودی این شهر اقدام به احداث یک مکان پست و ایستگاه برق ترانس پارالل (موازی) به ظرفیت MVA (27ـ20) مگاولت آمپر و 6 فیدر خروجی kv 33 کیلوولت به نام های 5012 ، 5022 ،5032 ، 5042 ، 5052 و 5062 نمودند که باز هم با بالا رفتن میزان بارمصرفی ترانس سوم به ظرفیت (30ـ 5/22) مگا ولت آمپر در سال 1382 نصب شد که 3 فیدر دیگر 5072 ، 5082 و 5092 را شامل می شود که در حال حاضر از کلید 5092 استفاده ای نشده و بدون فیدر و شبکه می باشد.
نمودار و چارت سازمانی تشکیلات
شرکت توزیع نیروی برق استان خوزستان که بعنوان پیمانکار زیر مجموعه ای از برق منطقه ای استان خوزستان می باشد. امور برق شهرستان ایذه و دهدز با مدیریت منفک را شامل می شود یعنی بطور کلی کلیه شهرستان های خوزستان بجز شهرستان اهواز زیر نظر شرکت توزیع نیروی برق خوزستان فعالیت می نمایند.
قیمت : 14,000 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .
کلمات کلیدی

طرح توجیهی و کارآفرینی تولید قند کبریتی با ظرفیت 1100 تن در سال در سال در 33 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
مقدمه :
با توجه به اینکه قند کله از شکر که به صورت سنتی انجام می گرفت دارای مشکلات بهداشتی بوده و مورد تأیید اداره بهداشت نمی باشد و مدت ها است که از احداث واحدهای جدید جلوگیری به عمل می آید. لذا تولید قند پرسی برطرف کننده این مشکلات خواهد بود.
در این روش که کلیه مراحل تولید توسط ماشین انجام می گردد. نه تنها مقدار قابل توجهی از ریخت و پاش شکر جلوگیری می گردد بلکه درصد پرت آن در 100% راندمان بسیار ناچیز و اندک است و از طرفی با تولید 1100 تن قند در این طح می تواند مقداری از نیاز کشور را تأمین نماید.
1 – 2 نام کامل طرح و محل اجرای آن :
تولید قند کبریتی با ظرفیت 1100 تن در سال
محل اجرا :
1 – 3 – مشخصات متقاضیان :
نام
نام خانوادگی
مدرک تحصیلی
تلفن
1 – 4 – دلایل انتخاب طرح :
توجه به خودکفایی این صنعت در دولت و همجنین نیاز بازار داخلی به تولید این محصول با توجه به این که تولید قند کبریتی می تواند به رشد و شکوفایی اقتصادی کشور کمکی هر چند کوچک نماید و با در نظر گرفتن علاقه خود به تولید های کارگاهی این طرح را برای اجرا انتخاب کرده ام.
1 – 5 میزان مفید بودن طرح برای جامعه :
این طرح از جهات گوناگون برای جامعه مفید است ، شکوفایی اقتصادی و خودکفایی در تولید یکی از محصولات ، سوددهی و بهبود وضعیت اقتصادی ، اشتغالزایی ، استفاده از نیروی انسانی متخصص در پرورش کالای داخلی و بهره گیری از سرمایه ها و داشته های انسانی در بالندگی کشور .
قیمت : 7,500 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .
کلمات کلیدی