مقاله بررسی ایمان و خشونت

مقاله بررسی ایمان و خشونت

این نوشته بحثی است درباره‌ی خشونت و ایمان. بحث‌ای دیالکتیک که در آن حداقل نظر من در میانه‌ی راه تصحیح شده است:در یکی از پست‌های پیشینم چنین چیزی را نوشته بودم: “چیزی نمانده تا لحظه‌ای که از تلاش کم‌فایده‌ی عیسی مسیح ۲۰۰۵ سال گذشته باشد: همچنان همدیگر را گاز می‌گیریم و وحشی‌ترین‌هایمان، با ایمان‌ترین‌هایمان هستند!”که یکی از خوانندگان این‌جا به نام بهار –که من قبلا از طریق وبلاگ پویان با او آشنا بودم- برایم نوشت:

“سلام:)
میشه بیشتر توضیح بدین که چطور به این نتیجه رسیدین که وحشیترها، با ایمانترینها هستند؟!خیلی جالب شد واسم!”و من هم پاسخ گفتم:”شاید لفظ “ایمان” آن‌قدر صحیح نباشد که “ایمان به مذهب” (و نه الزاما خداوند) به این موضوع بیاید. اما یک نگاهی به جنگ‌افروزان اخیر بکنید، به ارتباطشان پی می‌برید:-جامعه‌ی امریکا مذهبی است و بوش جز مذهبی‌ترین رییس‌ جمهوران آن‌جاست. هم‌چنین کلی از رای این دوره‌ی بوش به خاطر برانگیختن حس مذهبی‌ی مردم آن‌جا بوده است. امیدوارم نیازی نباشد تا اثبات کنم که بوش یک “وحشی” است!-کلی از بدبختی‌ی فعلی‌ی جهان زیر سر اصول‌گرایان اسلامی است. آن‌ها آن‌قدر به “ایمان” خود باور دارند که حاضرند جان هزاران نفر را بدون اغماض بگیرند. -اسراییل!-فلسطین!    -ایران!

… و خیلی موارد دیگر. نکته‌ی مشترک بین همه‌ی این‌ها این است که “ایمان” به عنوان یک عنصر “غیرعقلانی” باعث کم اثر شدن “تعقل” لازم برای انسانیت مدرن می‌شود. ایمان باعث می‌شود آرمانی والا به عنوان هدف اصلی درآید و آن آرمان درست مثل چماق چماق‌داران عزیز بخورد توی سر ملت! نمی‌گویم این خشونت “بد” است (که طبق معیارهایی خوب است)، اما می‌گویم یکی از دلایل این “خشونت”، ایمان بالا است!البته ایمان بالا می‌تواند باعث کم‌تر شدن خشونت هم بشود. اگر مسیحیان مثل عیسی عمل می‌کردند و به این باور داشتند که اگر کشیده‌ای به گوش چپ‌شان خورد، سمت راست صورت‌شان را جلو بیاورند (باز هم نمی‌گویم کار درستی است!) آن‌گاه ایمان تبدیل می‌شد به روشی برای کم‌تر شدن خشونت. اما عملا گویا مسیر تاریخ به گونه‌ای دیگر شده است.”

پیش از ادامه، لازم است چند نکته را بیان کنم. پست‌ای که این بحث‌ها در موردش انجام شده است،‌ جزو خانواده‌ی “ضدخاطرات” است. گزاره‌های ضدخاطرات هر چه باشد،‌ الزاما “صحیح” نیستند. در نتیجه ادامه‌ی این بحث، در یک بافت دیگر –بافت متعقلانه- انجام شد در حالی که خود نوشته در بافت ضدخاطرات مطرح شده است. با این‌که سعی می‌کنم حرف مفت کم‌تر بزنم،‌ اما این سعی‌ام در خانواده‌ی ضدخاطرات کم‌تر است (با این‌همه حاضرم از همه‌ی پست‌های‌ام دفاع کنم و یا اشتباه آن‌ها را بپذیرم و یا هیچ‌کدام!!!). نکته‌ی مهم دیگر این‌که در کامنت‌ام نوشته‌ام که لفظ “ایمان” آن‌قدر درست نیست که “ایمان به مذهب” درست است، اما اینک می‌خواهم نظرم را کمی تغییر بدهم و بگویم احتمالا مشکل خود ایمان است و نه الزاما ایمان به مذهب.پاسخ اساسی‌ی بعدی خانم بهار یک چنین چیزی بود:”خوب، تمام این مسائلی که عنوان کردید (امریکا، ایران، چماق چماقداران و…) به مسائل سیاسی ربط دارد نه دین نه مذهب و …

_ از امریکا شروع میکنم.البته در مورد مسائل سیاسی اطلاع چندانی ندارم، اما فکر میکنم سیاستهای بوش مانند اندیشه های ماکیاولی باشد. ماکیاولی معتقد است که حاکم برای حفظ دولت و مصلحت آن باید از ویژگیهای شیرصفتی و روبه صفتی یعنی سرکوبگری برخوردار باشد و بی وقفه در مقابل “بخت نا مساعد” بستیزد.وظیفه ی حاکم رفع آشفتگی و هرج و مرج است و برای اینکار مجاز است تا از زور و خشونت و فریب استفاده کند.توجه داشته باشید که در امریکا دانشمندان سیاسی روی کار هستند (نه مثل کشورهای ایران و…)در آنجا تأکید میشود بر ضرورت عدالت و آزادی، تأکید میشود بر اینکه حاکم باید عادل باشد و رعایت دین و اخلاق را بکند.اما منظورشان این نیست که غایت و هدف سیاست دین و اخلاق و عدالت است بلکه اینها ابزار هستند برای کسب و حفظ قدرت.حتی معتقدند (به طور پنهان) که لازمه ی حفظ حکومت وجود فقر و ترس و… در بین مردم است.البته این مسأله ی وجود فقر در بیشتر سیاستها از قدیم بوده، حتی در ایران، در زمان آغا محمد خان و شاید هم پیش از او. پس با این تفاسیر بوش مذهبی است یا مذهب نما؟ وقتی بوش در ماه رمضان مراسم افطاری برگزار میکند، یعنی بوش مذهبی است یا میخواهد از راه مذهب وارد شود و روی افکار مردم کار کند؟ این اعمالش را باید به مسائل سیاسی ربط داد نه مذهبی. با شناختی که از بوش هست و اینطور که شما به صراحت میگویید مذهبی ترین، مذهبی بودن مردم امریکا هم زیر سؤال میرود. در ضمن سه عامل باعث انتخاب مجدد بوش شد: خدا، آزاد کردن هم جنس بازی و عامل سومش را هم متأسفانه یادم نیست.

]
_ و ایران: مذهب و یا اسلام را در ایران از قبل از سال ۵۷ مثال میزنم. حتماً شنیده اید، سازمان مجاهدین خلق؛ که یک سری از روشنفکران مسلمان مبارز بودند.توصیفشان از اسلام، تجدید نظر طلبی بود یعنی میگفتند که اسلام را باید با مفاهیم مدرن همان سالها تطبیق داد. شهرام یکی از رهبران این سازمان بعد از مدتی شروع به بازبینی اسلام کرد و به این نتیجه رسید که اسلام را نسبت به مارکسیسم _ لنینیسم باید در مقام دوم قرار داد.بعد در یک اطلاعیه ی علنی اعلام میکنند:” ما گمان میکردیم که میتوانیم مارکسیسم و اسلام را با هم ترکیب کنیم ولی دریافتیم که این فکر ناممکن است.ما مارکسیسم را انتخاب کردیم….” این سازمان چپی یا کمونیستی با اندیشه ی اسلام و با جمعی از مسلمانان تشکیل شد و باز هم اسلام یا مذهب به کنار رفت. کنار رفتن مذهب یا اینگونه به صراحت بیان میشد یا نه، ولی مذهب به حاشیه میرفت یا مذهب دستاویز میشد. نکته ی دیگر که به نظرم باعث خدشه دار شدن دین یا مذهب در ایران میشود؛ نبودن سیاستدانهای واقعی بر سر کار است. به نوعی همه چیز با هم قاطی شده ضمن اینکه اگر بیوگرافی دانشمندان سیاسی جهان را نگاهی بیندازیم اکثر آنها جامعه شناسی، فلسفه و علوم سیاسی خوانده اند. خودتان بهتر میدانید که در این دوران با مسائل حوزوی و غیره نمیشود حکومت و دولت خوبی داشت یا اینکه در اکثر اعتراضات به دولت، مانند روز دانشجو یا ۱۸ تیر بیشترین افراد شرکت کننده از دانشکده های فنی هستند (البته نمیخوام بگم اینها چیزی از سیاست نمیدانند).

_ در کل مذهب و سیاست را با هم ترکیب نکنیم، مذهب صرفاً ابزار است نه عامل وحشی گری.

_ در مورد اینکه می گویید ایمان باعث خشونت میشود: نمونه ای را مثال میزنم، طالبان گروه بسیار افراطی و به نظر من وحشی. منشأ ایمانشان چه بود؟ منشأ وحشی گریشان چه؟ اسلام؟ مذهبشان این وحشی گریها و این افراطها را نمیخواست، مگر ابن ملجم نبود که پیشانی اش گویای نماز فراوان بود… به این شکل نمیشود به طالبان گفت: مذهبی ترین. همانطور که ما تمیزی را سفارش میکنیم اما به آدم وسواس نمیگوییم تمیزترین و وسواس رو نوعی بیماری میخوانیم.

_ و ایمان باعث کم شدن اثر تعقل برای انسانیت مدرن میشود:فکر کنم انسان مدرن است نه انسانیت مدرن. و جوابم را با نمونه ی بارزی از انسان متعقل(!) یعنی نیچه میدهم. میتوانید نتیجه ی تعقل و بی ایمانی اش را در نامه ای که برای خواهرش نوشته ببینید ( جایی میگوید: غیرپرستی چیست؟خود را باید خواست و خود را باید پرستید و نهایتاً در نامه به خواهرش:…خدایا من امروز چه تنها هستم…هیچکس نیست که نوازش دوستانه بر من روا دارد.) نمونه های دیگرش شوپنهاور،در ایران خیام (البته میگویند:”خیام شاعر” ) و… با رد کردن ایمان و خدا و روی آوردن به تعقل به تنهایی در نهایت به پوچی میرسیم.اگر نگاهی به آمار خودکشی در سازمان بهداشت جهانی در کشورهای اروپایی بیندازیم، میبینیم که خودکشی در میان افراد تحصیلکرده و کلاً روشنفکر بیشتر است.

_ ایمان واقعی و درست وحشی گری نمی آورد.زیاد زیاد حرف زدم،شرمنده. موفق باشید و واقع گرا!”

از بهار متشکرم که برای‌ام این همه نوشت و اتفاقا به نظرم نکات مهم‌ای را هم مطرح کرد که ارزش خواندن دارند. از همان ابتدا می‌خواستم یکی دو نظر درباره‌ی این کامنت بگذارم که به تعویق افتاد. دیر پاسخ دادن‌ام به دو چیز بر می‌گردد: یکی این‌که این چند روز –درست مثل این چند ماه اخیر و تقریبا مثل سه چهار سال اخیر- سرم خیلی شلوغ بوده است و باید کارهای دیگری را آماده می‌کردم و دیگر این‌که این آرزوی “واقع‌گرا بودن” کمی به مذاق‌ام ناخوش آمد. به نظرم آمد که “خیلی راحت” نیست آرزوی “واقع‌نگری” برای دیگری در حالی که بعید می‌دانم کسی بتواند خیلی ساده و سر راست بگوید “واقعیت” چه چیزی است. این آرزو –برای من- تقریبا همان‌قدر فحش است که “سطحی‌نگر نباش”، “مبتذل نباش”، “به‌تر فکر کن” و … ناسزاست. بگذریم …

بهار “سیاست” و “قدرت طلبی” را علت وحشی‌گری‌ها دانسته و دین و مذهب را بری از هر گونه دخالت در آن دانسته است و تنها برداشت نادرست (و یا ابزاری) از آن‌ها را به عنوان “ابزار” قدرت‌طلبی در نظر گرفته است.من اعتقاد دارم که علت وحشی‌گری‌ها یکی دو چیز نیست. قدرت‌طلبی مسلما علت همه‌ی این‌هاست، اما این‌که چه چیزی باعث قدرت‌طلبی و چه چیزی باعث “مشروعیت” این قدرت‌خواهی می‌شود، موضوع جدایی است. گمان‌ام یکی از این عوامل مشروعیت‌زا –چه به صورت درونی و چه بیرونی- “ایمان” به هدف‌ای است. اما ایمان چیست؟ مذهب چیست؟ و حتی چه چیزی وحشی‌گری است؟ نمی‌خواهم –و به احتمال نمی‌توانم- تعریف جامع و کاملی از هر کدام از این‌ها بدهم چو تعریف‌بردار نیستند.

اما خیلی کلی بگویم، ایمان باعث می‌شود که در مواردی که انسان در برابر تصمیم‌گیری‌ای قرار می‌گیرد، از باوری محکم و مستحکم –که آن را ایمان می‌نامیم- استفاده کند برای جهت‌دادن به تفکرش. این ایمان گاهی حتی می‌تواند قوی‌تر عمل کند و به نفع آن باورها از “دیده‌های”‌اش صرف‌نظر کند: شخصی که طناب دار را بر گردن زانی‌ای می‌اندازد (فرض می‌کنیم چهار بار زنا انجام داده است یا زنا با محارم داشته یا چیزهایی از این دست!!!) “ایمان” دارد که کارش درست است در حالی که ترس و وحشت و حتی پشیمانی را در تمام وجود محکوم به اعدام می‌بیند. آیا این کار عقلانی است؟ یا به‌تر بگویم: آیا این‌کار انسانی است؟! چه چیزی می‌تواند موجب این “حق” به انسان دیگری بشود که دیگری‌ای را نابود کند یا -حتی خیلی کم‌تر- او را اذیت کند؟ چیزی جز یک سیستم از باورهای بسیار مستحکم؟

درست به همین صورت ایمان به اصول‌گرایان اجازه می‌دهد که وحشی‌گری کنند. هیچ کاری ندارم که آیا آن‌ها تفسیر درستی از اسلام،‌ مسیحیت یا هر چیز دیگری در نظر دارند یا خیر، موضوع تعامل “باور”ها و “عمل” انسان‌ها است. طالبان ایمان داشت که “اسلام” یعنی این و اجرای‌اش کرد. جورج بوش باور دارد که وظیفه‌ای الهی بر عهده دارد و او سردار جنگ‌های صلیبی‌ی قرن بیست و یکم شده است، پس با حمایت کلیسا –که از طریق منفذ کور ایمان مومنان برای جورج بوش رای جمع کردند- چهار سال جهنمی‌ی دیگری را بر کره‌ی زمین رقم زد. دوباره تاکید می‌کنم که کاری ندارم “تفسیرها” چه می‌گویند،‌ تنها تاکیدم به نقش ایمان در این میان است: نقش زیرپوستی و آرام ماجرا.در آخر به‌تر است بیان کنم که به اعتقاد من “ایمان” چیز “بدی” نیست ولی چنین نقش‌ای را هم بازی می‌کند. اگر کس‌ای مذهبی است، شاید خوش‌حال شود اگر بگویم که “منتظریم تا موعود بیاید و همه‌ی تفاسیر نادرست دور ریخته شوند” و اگر شخص‌ای ضدمذهب است، احتمالا خرسند خواهد شد وقتی بگویم “می‌بینی … بدجایی گیر کرده‌ایم” و اگر کسی بی‌طرف نگاه کند،‌ راضی خواهد بود آن‌گاه که بگویم “این‌طوری‌هاست!”

دیگر چه … ؟! البته این دیگر فرع موضوع است، اما گمان‌ام “انسانیت مدرن” درست‌تر از “انسان مدرن” منظورم را می‌رساند. “انسان” واژه‌ای است که به یک گونه از موجودات برمی‌گردد و انسان مدرن، به موجوداتی بر می‌گردد که دارای رفتار مدرن‌اند. اما “انسانیت” واژه‌ای است که به “منش،‌ خواص و رفتار” یک گونه‌ از موجودات برمی‌گردد و لفظ انسانیت مدرن، به درستی، به ویژگی‌های مدرن آن موجودات باز می‌گردد. آن‌جا که من “انسانیت مدرن” را به کار بردم‌، بیش‌تر به ویژگی‌های‌اش اشاره می‌کردم تا خود آن موجود. در مورد نیچه زیاد نظر نمی‌دهم ولی گمان نمی‌کنم نیچه نماینده‌ی خوب‌ای برای یک انسان مدرن و متعقل باشد. این‌را نیچه‌شناسان باید بگویند. در مورد آمار خودکشی و … هم گفته‌اید که نظری ندارم چون نه به آمارش دست‌رسی‌ای دارم و نه بحث‌ام اصلا درباره‌ی مفید بودن یا نبودن ایمان است. از بحث‌های دیگری مثل این‌که بوش با هم‌جنس‌بازی (که البته ماجرا نه هم‌جنس‌بازی که ازدواج هم‌جنس‌گرایان بود) موافق بود (که اصلا نبود!!!) یا این‌که خدا چگونه به بوش کمک کرد و … هم صرف‌نظر می‌کنم!

قیمت : 4,800 تومان

پرداخت و دانلود

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی

پژوهشی پیرامون زندگی و آثار جلال آل احمد

پژوهشی پیرامون زندگی و آثار جلال آل احمد


مقدمه

نزدیک به چهار دهه از خاموشی جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مبرز ما می گذرد. با گذشت هر چه بیشتر زمان حضور اندیشه های وی در عرصه فکر و نقد مسایل اجتماعی بویژه رابطه ما با غرب، روشنفکران و وظایف آن، آزادی قلم و … بیشتر و بحث انگیزتر مطرح می‎شود. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی که تحقق برخی از نظریه های آل احمد را به نوعی دربرداشت جنبة سیاسی و اجتماعی دکترین وی مورد توجه قرار گرفت و شاید بتوان گفت که جنبة ادبی شخصیت و آثار وی در حاشیه قرار گرفت.

حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل نمودار شرف و حیثیت جامعه روشنفکران بود. مردی که تمامی حجم درد و عظمت رهبری روشنفکران زمان خودش را بر دوش کشید و در چهل و شش سالگی دیگر تاب نیاورد و خاموش گشت.

چهل و شش سال زندگی کرد و در این میان نزدیک به سی سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقی گذاشت. این بخشی از کارنامة زندگی جلال است.

جلال آل احمد روشنفکری بود که حتی مخالفانش در وطن پرستی و عشق او به فرهنگ ملی ایران تردید ندارند. نوشتن برای او عبادت بود. زبان و قلبش صریح بود و صراحتی که در کمتر کسی می‎توان سراغ گرفت.

زنده یاد جلال آل احمد با عشق به حقیقت زیست. زندگی ادبی و اجتماعیش سراسر است از این شیفتگی به حق و تا آخر عمر خویش اینچنین زیست. آثار جلال آل احمد و زندگی پرفراز و نشیبش آنچنان گسترده و گوناگونند که پرداختن به تمامی جنبه ها، در حوصلة این صفحات نمی گنجد.


چکیده

« جلال آل احمد» متفکری است که مهمترین دغدغة‌ او در دوران حیاتش ، « بررسی مسائل اجتماعی ایران» بوده است  انجام  این مهم را قالب داستانها ، مقالات وگزارشهای او می توان به وضوح مشاهده نمود. هر چند رشتة‌ تحصیلی آل احمد « ادبیات فارسی » بوده ، تعریف او از « ادبیات» با دیگران متفاوت است.

آل احمد به جدال «سنت» و «مدرنیسم» در ایران توجه دارد،‌ جامعة ایران را دچار به هم ریختگی و «آنومی» می داند وبه دنبال ارائة‌ راه حلی برای این جدال است.

آل احمد به نوعی « بومی – جهانی » می اندیشد وهویتی برای ایرانی قائل است  و خواهان آن  می باشد  که ایرانی بتواند حرفش را به تمام جهان بزند.

آل احمد با « غربی شدن» به شدت مخالف است،‌ اما با « نوسازی » از این باب که  برنامه ریزی نشده وبرون تدبیر در ایران در حال پیاده شدن است، مخالف می ورزد،‌ نه بانوسازی به فضای مطلق آن .

اهمیت خاص غربزدگی از حیث دوران رژیم پهلوی،‌ در این است که جلال، دو واقعیت مهم را که به عقیدة‌ او تحصیل کردگان ایرانی از آن غافل بوده اند ، فهمیده بود .

در مقولة «زنان» آل احمد در آثار داستانی خود ،‌ به دو تیپ از زنان توجه دارد. زن خرافی سنت زده ،‌ و زن غربزده که به نقد هر دو تیپ می پردازد .


زندگی نامة جلال (مثلاً شرح احوالات)

در خانواده ای روحانی (مسلمان- شیعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و یکی از شوهر خواهرهایم در مسند روحانیت مردند. و حالا برادرزاده ای و یک شوهر خواهر دیگر روحانی اند. و این تازه اول عشق است. که الباقی خانواده همه مذهبی اند. با تک و توک استثنایی. برگردان این محیط مذهبی را در «دید و بازدید» می‎شود دید و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهای دیگر.

نزول اجلالم به باغ وحش این عالم در سال 1302 بی اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. که البته هیچکدامشان کور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان کودکی سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و یکی دیگر در سی و پنج سالگی به سرطان رفت.

کودکیم در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. تا وقتیکه وزارت عدلیة «داور» دست گذاشت روی محضرها و پدرم زیر بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اینکه فقط آقای محل باشد. دبستان را که تمام کردم دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی؛ بعد سیم کشی برق، بعد چرم فروشی و ازین قبیل … و شبها درس. و با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگذاری سیم کشی های متفرق. بر دست «جواد» ؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهایم که اینکاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد. و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگه وجودم- در سال 1322- یعنی که زمان جنگ. به این ترتیب است که جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده می‎شود به بلبشوی زمان جنگ دوم بین الملل. که برای ما کشتار را نداشتو خرابی و بمباران را. اما قحطی را داشت و تیفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهندة قوای اشغال کننده را.

جنگ که تمام شد دانشکدة ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حالیکه از خانواده بریده بودم و با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار امریکایی که خدا عالم است از تن کدام سرباز به جبهه رونده ای کنده بودند تا من بتوانم پای شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالی بود که عضو حزب توده بودم. سالهای آخر دبیرستان با حرف و سخنهای احمد کسروی آشنا شدم و مجله «پیمان» و بعد «مرد امروز» و «تفریحات شب» و بعد مجلة «دنیا» و مطبوعات حزب توده … و با این مایه دست فکری چیزی درست کرده بودیم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه انتظام، امیریه. و شبها در کلاسهای مجانی فنارسه درس می دادیم و عربی و آداب سخنرانی. و روزنامة دیواری داشتیم و به قصد وارسی کار احزابی که همچو قارچ روییده بودند هر کدام مامور یکیشان بودیم و سرکشی می کردیم به حوزه ها و میتینگهاشان … و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالای پسقلعه و کلک چال مناظره و مجادله داشتیم که کدامشان خادمند و کدام خائن و چه باید کرد و ازین قبیل … تا عاقبت تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به حزب توده بپیوندیم. جز یکی دو تا که نیامدند. و این اوایل سال 1323. دیگر اعضای آن انجمن «امیرحسین جهانبگلو» بود و رضای زنجانی و هوشیدر و عباسی و دارابزند و علینقی منزوی و یکی دو تای دیگر که یادم نیست. پیش از پیوستن به حزب، جزوه ای ترجمه کرده بودم از عربی به اسم «عزاداریهای نامشروع» که سال 22 چاپ شد و یکی دو قران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده. نگو که بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده. اینرا بعدها فهمیدیم. پیش از آن هم پرت و پلاهای دیگری نوشته بودم در حوزة تجدیدنظرهای مذهبی که چاپ نشده ماند و رها شد.

قیمت : 7,800 تومان

پرداخت و دانلود

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی

گزارش کارآموزی شبکه های انتقال و توزیع مهندسی برق در شرکت توزیع نیروی برق

گزارش کارآموزی شبکه های انتقال و توزیع مهندسی برق در شرکت توزیع نیروی برق در 104 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc


فصل اول
تاریخچه شرکت


با توجه به اینکه کار آموزی اینجانب در شرکت توزیع نیروی برق شهرستان ایذه صورت گرفته لازم است که در ابتدا اطلاعاتی در خصوص تاریخچه تشکیل این شرکت، چگونگی و نحوه خدمات رسانی نیروی به مشترکین این شهرستان داده شود.
محلی که در حال حاضر به عنوان قسمت اتفاقات، عملیات و خدمات مشترکین برق ایذه (نیروگاه سابق) می باشد، در سال 1346 به نام موتور خانه شهرداری که در واقع خدمات برق رسانی به مردم زیر نظر شهرداری انجام می گرفت، معروف بوده است که توسط سه ژنراتور دیزلی که دو دستگاه آن با توان اسمیkva 160کیلو ولت آمپر و یک دستگاه با ظرفیت kva 500 (نیروگاه اسکودا ساخت آمریکا) بافت قدیمی این شهرستان را تغذیه می نمود که پس از زمان اندکی ولتاژ تولید شده توسط نیروگاه MVA5/0 مگاولت آمپری (v400 ولت )توسط دودستگاه ترانس با ظرفیت kva 800کیلو ولت آمپر kv 11 کیلو ولتی در قسمت اولیه این ترانس مقدار kv 11 کیلوولت افزایش داده می شد Kv 11 v400  (ولتاژ 400 ولت تولید شده توسط نیروگاه مذکور به قسمت ثانویه ترانس ها داده می شد و از اولیه آنها ولتاژ 11 کیلو ولت بدست می آمد ) لذا این ولتاژ 11 کیلو ولت با پایه های چوبی فشار متوسط شبکه 11 کیلو ولت به داخل شهر آورده شده  و توسط 16 دستگاه ترانس در نقاط مختلف (بافت قدیمی شهر) تبدیل به فشار ضعیف و در نهایت انشعابات تکفاز و سه فاز مشترکین از آن تغذیه می شد. لازم به توضیح است که بهره برداری و نگهداری برق این شهر در سال 1352 رسما تحویل سازمان برق گردید این وضعیت تا اواخر سال 1356 ادامه  داشت تا اینکه در آن زمان با احداث شبکه متوسط kv 33 کیلو ولت با مسیر طولانی از شهرستان هفتکل به باغملک و ایذه برق این دو شهر از این طریق به شبکه و فیدر، مجزا ایستگاه هفتکل متصل شد.
با گسترش این دو شهرستان، ساخت ساز توسعه شهری و روستاهای همجوار علاوه بر بالا رفتن میزان بار و توان مورد نیاز جهت تامین مشترکین جدید معضلات و مشکلات فراوانی نیز در خصوص تامین و نگه داری این فیدر ناشی از طولانی بودن آن (افت ولتاژ شدید در نقاط انتهایی) ، تکمیل شدن ظرفیت فیدر آسیب پذیری شبکه از طریق صاعقه و رعد و برق، شکستگی مقره ها، باد و طوفان، نهایتاً در سال 1374 توسط احداث خط انتقال دو مداره فشار قوی kv 123 کیلو ولت (خطوط 707 و706) از ایستگاه kv           و          شهرستان رامهرمز به ایذه در 3 کیلومتری ورودی این شهر اقدام به احداث یک مکان پست و ایستگاه برق            ترانس پارالل (موازی) به ظرفیت MVA (27ـ20) مگاولت آمپر و 6 فیدر خروجی kv 33  کیلوولت به نام های 5012 ، 5022 ،5032 ، 5042 ، 5052 و 5062 نمودند که باز هم با بالا رفتن میزان بارمصرفی ترانس سوم به ظرفیت (30ـ 5/22) مگا ولت آمپر در سال  1382 نصب شد که 3 فیدر دیگر 5072 ، 5082 و 5092 را شامل می شود که  در حال حاضر از کلید 5092 استفاده ای نشده و بدون فیدر و شبکه می باشد.
نمودار و چارت سازمانی تشکیلات
شرکت توزیع نیروی برق استان خوزستان که بعنوان پیمانکار زیر مجموعه ای از برق منطقه ای استان خوزستان می باشد. امور برق شهرستان ایذه و دهدز با مدیریت منفک را شامل می شود یعنی بطور کلی کلیه شهرستان های خوزستان بجز شهرستان اهواز زیر نظر شرکت توزیع نیروی برق خوزستان فعالیت می نمایند.

قیمت : 14,000 تومان

پرداخت و دانلود

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی

طرح توجیهی و کارآفرینی تولید قند کبریتی با ظرفیت 1100 تن در سال

طرح توجیهی و کارآفرینی تولید قند کبریتی با ظرفیت 1100 تن در سال در سال در 33 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

مقدمه :

با توجه به اینکه قند کله از شکر که به صورت سنتی انجام می گرفت دارای مشکلات بهداشتی بوده و مورد تأیید اداره بهداشت نمی باشد و مدت ها است که از احداث واحدهای جدید جلوگیری به عمل می آید. لذا تولید قند پرسی برطرف کننده این مشکلات خواهد بود.

در این روش که کلیه مراحل تولید توسط ماشین انجام می گردد. نه تنها مقدار قابل توجهی از ریخت و پاش شکر جلوگیری می گردد بلکه درصد پرت آن در 100% راندمان بسیار ناچیز و اندک است و از طرفی با تولید 1100 تن قند در این طح می تواند مقداری از نیاز کشور را تأمین نماید.

1 – 2 نام کامل طرح و محل اجرای آن :

تولید قند کبریتی با ظرفیت 1100 تن در سال

محل اجرا :

1 – 3 – مشخصات متقاضیان :

نام

نام خانوادگی

مدرک تحصیلی

تلفن

1 – 4 – دلایل انتخاب طرح :

توجه به خودکفایی این صنعت در دولت و همجنین نیاز بازار داخلی به تولید این محصول با توجه به این که تولید قند کبریتی می تواند به رشد و شکوفایی اقتصادی کشور کمکی هر چند کوچک نماید و با در نظر گرفتن علاقه خود به تولید های کارگاهی این طرح را برای اجرا انتخاب کرده ام.

1 – 5 میزان مفید بودن طرح برای جامعه :

این طرح از جهات گوناگون برای جامعه مفید است ، شکوفایی اقتصادی و خودکفایی در تولید یکی از محصولات ، سوددهی و بهبود وضعیت اقتصادی ، اشتغالزایی ، استفاده از نیروی انسانی متخصص در پرورش کالای داخلی و بهره گیری از سرمایه ها و داشته های انسانی در بالندگی کشور .

قیمت : 7,500 تومان

پرداخت و دانلود

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی

ترجمه مقاله بررسی استدلال مدیران

ترجمه مقاله بررسی استدلال مدیران در 13 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc به زبان فارسی به همراه اصل مقاله انگلیسی


بخشی از متن :

راز موفقیت : به همان اندازه که قضیه نادرست کریستنسن اثبات می شود،تشخیص راز موفقیت بیشتر از کتاب درسی مدیریت اتخاذ می شود.
نوامبر۲۰۰۳
روبرت هلر
انسان قرون وسطایی برای سنگ فیلسوفی جستجو کردکه می توانست اصل فلز را به طلا تغییر شکل دهد.اغلب مدیران و مؤسسان شرکت یک امید مشابه و معمولا بیهوده را دنبال می کنند،اما نیازی نیست که آن بیهوده باشد،از طریق نتایج شرکتها دریک صنعت شناخته می شود.

آنها از فروش درسالهای۱۹۹۴ -۱۹۷۶ شصت و دو میلیون دلاربدست آوردند،قیمت برای رقبایی که سنگ را نیافته بودند،بیست مرتبه زمان بندی شد.اگرچه که بقدر کافی متقاعدکننده نیست،فروش در شرکت در گروه خسته و کسل تنها یک۵/۶۴ میلیون دلاراضافی را میانگین می گیرد : میانگین موفقیت ۹/۱ بیلیون دلاری – یک تفاوت ۲۹ – رتبه ای است.آمارهای اضافی از کتاب یک مدیریت مشهورو درست نوشته کلیتون ام ۰ کریستنسن بدست می آید.آن عنوان واضحی است،مثله غامض بدعت گذار :زمانی که تکنولوژی های جدید باعث می شوند شرکت های بزرگ ورشکست

شوند،عدالت را نسبت به پیغامش کمتر رعایت می کنند که در همه زمانها برای همه مدیران و شرکتها به کار برده می شود و فقط برای بدعت گذاران نیست.سنگ فیلسوف که در بالا درآمارهای اضافی ذکرشد،بهرحال ابداع در تکنولوژی های در هم گسیخته است.رشد موفقیت جستجو شده از طریق عضویت بازارهای کوچک آشکار شده است.در تضادبا این،علامت گذاری های قبلی رشد رادر بازارهای بزرگ دنبال کردند.هر دو گروه ریسک را قبول کردند.برندگان فرصتی داشتند که درآن یک بازارآشکارشده برای تکنولوژی در هم گسیخته به هیچ وجه نبایدآشکارمی شد.بازندگانی که خطر

رقابتی مبارزه بر هند شرکت های تاسیس شده در بازارهای تاسیس شده را پذیرفتندو اولین درس این بود که این اساسا استراتژی ضعیفی است.
قضیه نادرست مدیریت :
بهرحال تمام کتاب، متقاعد کننده این فرضیه است که شرکتهای بزرگ بر روی این حالت مسدود وقفل هستند. آنها توسط تقاضاهای مشتری و فشارهای رقابتی برای سرمایه گذاری کلان برای نگه داری نیروهای موجود آنها تحت فشار قرارگرفتندو اگر ممکن بود مهارت باید زیاد شود.این مساله افزایش را نسبت به قضیه نادرست کریستنسن ارائه می دهد.توضیح قراردادی موقعی است که اشتباه شرکتهای بزرگ در این است که آنها ازبی لیاقتی، بروکراسی تکبر ،رابطه فامیلی و اجرایی خسته کننده،طراحی ضعیف و خطوط،افق سرمایه گذاری کوتاه دوره رنج می برند.بهرحال قضیه نادرست،بیان می کندکه شرکتهای بزرگ بطور کامل یا نسبی در اعتبار تکنولوژی های در هم گسیخته شکست می خورندنه تنها بدلیل اینکه آنها خیلی ضعیف اداره می شوندبلکه بدلیل این است که مدیریت انها عالی است.
بنابراین چگونه اشتباهات رهبری را نسبت به تکنولوژی های در هم گسیخته جدید از دست دادند؟ آن به این دلیل بودکه آنها دقیقا آنچه را که هر پروفسوردانشگاه تجارت بایداز توصیه و سفارش آن خوشحال باشد انجام دادند:
۱ ۰به مشتری ها گوش کنید
۲ ۰سرمایه گذاری در تکنولوژی های جدیدی که این تقاضاهای برخاسته مشتری ها برای اجرا را برآورده خواهد کرد،تجاوز کارانه است.
۳ ۰مطالعه با دفت و دیدن و بررسی روشهای بازار

۴ ۰اختصاص دادن منابع به سرمایه گذاری هایی که بهترین سودراقول و وعده می دهند.
نویسنده ،دستیار پروفسوردر دانشگاه تجارت هاروارد، پشت سرهم ازدیسک درایوها(وسایل
الکتریکی برای دادن و گرفتن اطلاعات از دیسک)کامپیوترها،خرده فروشی، ساخت فولاد،
تجهیزات زمین لرزه و………مثال می زند.برای نشان دادن اینکه چگونه این مدیریت خوب می تواند از عهده یک تکنولوژی از هم گسیخته برآید،یک نفر یک طبقه بندی متفاوت ازمشتریها را معرفی می کند.نوعا اینها بوسیله قیمتهای پایین تر و بوسیله قابلیت استفاده متفاوت جذب شدند که کمک می کند انواع جدید محصولات تولید شود.همچنین نوعا بدعت گذاران از هم گسیخته از هرچهارقاعده مدیریت خوب که در بالاذکر شد نافرمانی می کنند:

۱ ۰ آنها به مشتری گوش نمی دهند زیرا آنها چیزی ندارند.
۲ ۰ آنها انجام و اجرای کمترمحصولات را بجای انجام و اجرای بیشتر محصولات توسعه می دهند.
۳ ۰ آنها به تحقیق بازار اطمینان ندارند زیرا در این اوضاع آن بی فایده است.
۴ ۰ آنها در بازارهای کوچک،با فروشی که از صفر تا بی مقدارمرتب می شود،سخت کار می کنند.
آنها هنوزمی برند و زیاد می برند مثل موفقیتهایی که در شروع ذکر شد.دلواپسی صنعت،
دیسک درایوها می باشد.استراتژی صنعت درلیو ۱۴ اینچی،قضیه کریستنسن را خلاصه می کند.مصنوعات به فواصل بسیار بزرگ تکنیکی و مالی می روندتا مشتریانی که همه چارچوب اصلی کامپیوترها را می سازندرا راضی و خشنود کند.درایوهای ۸ اینچی توسط تازه واردانی مثل شوگارت،پاریام و کوانتوم معرفی شدند که برای این مشتری ها استفاده ای نداشتند.
دیسک ها بازارشان را بامینی کامپیوترها و سپس یک بخش خیلی کوچک پیدا کردند.بهر حال همانطورکه بخش رشد یافت و همانطور که دیسکهای ۸ اینچی با اجرای هدف پایین ترمدلهای

۱۴ اینچی فرا رسیدند،بنا براین سازندگان بعدی ضرر دیدند وشکست خوردند.هنوز اینچرها هرگز یک مدل ۸ اینچی را معرفی نکردند.آنهایی که دو سال بعد آن اطراف نبودند و سرانجام هر سازنده درایو ۱۴ اینچی از صنعت رانده شد.این تکراری نبود،زیراهر مدیریت واقعی بی لیاقت بود اما به این دلیل بود که مخالف آن وجود داشت.درایوهای ۸ اینچی مابه التفاوتهای کمترو یک بازاربسیار کوچکتررا پیشنهاد کردندو مشتری های آنها را نخواستند.کتاب بطور محکم وثابت مفهوم و معنی شبکه ها را

تصدیق و تاییدمی کند که درآن مشتری ها و حمایت کنندهیک سود سهم تجاری رادر یک تکنولوژی داده شده گسترش می دهندکه این تکنولوژی داده شده برای هر دو هدف آنها مناسب است و شاما اهداف سودده آنها است.حماقت نادیده گرفتن بازار جدید آشکارشده تنها در قدرت درک آنچه در گذشته اتفاق افتاده است،واضح و روشن می شود.
افزایش سودهای بازار
در هر زمان رد پتانسیل پایین بازارعاقلانه بود :با این روش نه سود و نه درآمدهای در انتظار ذخیره نمی شوند.بهرحال بازار ساخته می شود و هر دو را پیشنهاد می کند.اینجا دوباره دانشگاه تجرت استاندارد و درس صنعت است.هر مدیری اصرار دارد که دربالای گوشه دست چپ قالب اجرا / قیمت واقع شود جایی که شما بیشترین قیمت را برای بالاترین کیفیت می برید
آن خوش بینی نسبت به حال است اما شاید تحلیل نشود و حتی آینده را حذف کند. برای روشن شدن موقعیت روش دیگر،شرکت هاواشخاص بطور طبیعی نسبت به توانایی های آنهانقش ایفا می کنند – در چه مورد آنها خوب به نظر می رسند که به خوبی در گذشته کار کرده است و هنوز به خوبی کارمی کند.بهرحال زمان می آید،موقعی که این توانایی ها ازطریق کهنگی حتی اگرچه که آنها هنوز موفق اند،عمل می کنند. آن کابوس برگردنده آی بی ام بود.شاید شرکت سزاوارشهرت مدیریت سطح بالایش حداقل در یک بخش باشد،اما آن،سودهای زیادش و توانایی بازاربزرگ را ازبکارگیری مشتریان متحد و زیاد می گیرد.اگرچه که سرانجام آن خیلی موثرتر نسبت به برخاستن هم مینی کامپیوتروهم پی سی عکس العمل نشان می دهد،تمایل طبیعی آن نیست مشتریان مشابه است اما این رشد محسوس در فروش پی سی خارج از همکاریهای مشترک و سهم بازار آی بی ام برای استفاده مدیریت می شوند،یکبارتا ۸۰% به شکل های منفرد تنزل یافت.دوباره این یک شکست مخصوص نسبت به آی بی ام نیست.در دیسک درایوها،سی گیت،رهبر۲۵/۵ اینچی در دیسک های۵/۳ اینچی دیرتر آمدندو تا سال
۱۹۹۱ یک محصول واحد رانفروخته بودندتا ثابت کردندکه مهمترین مصرف کنندگان آنها سازندگان پزتابل و دفترچه های کامپیوترهاست.بنابراین،هرکس مشکلی دارد.شایدبزرگترین
فرصت و مهمترین تهدید بخوبی بعدها بکار گرفته شود زیرا شبکه بالاترین سودهای رایج و رضایت بخش را برای شما تهیه می کند.

کل سازمان و فکروتوجه ثابت مدیریت،کاملا بدرستی و آنطور که باید باشندآماده کار هستند.یک سازمان مشابه چگونه می تواند بطور موثرتربر آنچه که نیست و شاید هرگزنباشد،اثر بگذارد؟
پاسخ بدون ابهام کریستنسن این است که آن نمی تواند.سازمان موجودهرگز با یک تکنولوژی از هم گسیخته موفق نخواهدشد.کتاب ارزش پشم را درآمریکا ذکر می کند که تلاش شد از طریق باز کردن بازارهای شرکت پشم خودش و بطورهمزمان با توسعه ذخایرمختلف باستانی با کاهش ذخایرمبارزه کند.تلاش و کوشش حتی عمیق ترازحرکت آی بی ام برای جذب عملکرد موفقیت آ

میزو شگفت آورپی سی در روش اصلی عمل سازمان در رابطه با موضوعات،شکست خورد.شرکت های پشم بطور کامل نابود شدند.همانطور که ذکرشد آِی بی ام مبالغ کلانی ازسهم بازار را از دست داد.در اصل هنوزعملکرد پی سی یک مدل معتبر برای مسئله غامض بدعت گذاربود.آن یک راه حل است که من برای سالها ازآن حمایت کرده ام و نسبت به مطالعات زیاد دقیق کریستنسن نیروی اضافی می دهد.
دستورالعملهای کلیدی
فعالیت پی سی بخوبی دورازهز مرکزآی بی ام دربوکاراتون،فلوریدا تحت مدیریت مستفل با یک حکم مجزا ساخته شده بود.آن بطور مناسب و خوب بیشتردستورالعملهای کلیدی کتاب را پیدا کرد:
۱ ۰ اندازه سازمان را نسبت نه اندازه بازار پیدا کنید.
۲ ۰ در مورد بازارومشتری های آن بطریقی که بتوانید آنها راهمراهی کنید،بیاموزید.
۳ ۰ آنرا زود بدست آورید،زمانی که هنوز بازار در حال ثابت شدن است.
۴ ۰ طبیعی بودن اشتباهات را بپذیرید.
۵ ۰ ضعف تکنولوژی از هم گسیخته و مقادیر آنرا برسمیت بشناسید.
این اعتبارها مثل یک دلیل برای “کارهای راسوی بدبو” یک سازمان آرودی یک وظیفه خاص را ارائه می دهدو در محلی تعیین می شودکه مداخلات نامتشابهی را می سازد.بهرحال بیشترکار های یک راسو شکست می خورد،معمولا به این دلیل است که یا ضامن مدیریت اعتماد واقعی به پروژه نداردویا آرودی به ساختن و فروختن ارتباط ندارد.شکست مصیبت آمیززیراکس کردن نسبت به بکارانداختن هر موضوع درخشان در دوره ساخت پی سی در مرکز تحقیق پالو آلتو کشف شدکه از جدایی دانشمندان از ساختن و فروختن ناشی می شود.یک تناقض آشکاربین آنچه که برای پی ای آر سی اتفاق افتاده است و دلیل بکارگیری فعالیتهای جدید که بخوبی بدور ازموارد موجود هستند، وجوددارد.اما آن تنها آشکار است فعالیت طرح شده باید یک عملکرد کاملا تکمیل شده باشد،نه یک با اثاثیه مجهز کردن خویش(مثل پی ای آر سی) بدون پیوستن های تجاری،بدون یک حامی،حتی تحقیق برجسته و توسعه از دست خواهد رفت.حتی با یک حامی ، اگرچه که عملکرد

مستقل،شاید تکنولوژی از هم گسیخته درست را تولید نکند یا آن را بطورمقتضی به دسته بندی های مختلف از مشتری هایی که شامل می شوند بفروشد.بدعت گذاران مجبورند که بیاموزند چگونه از ضعف دور شوند.از اینرو آنها نمی توانند با تجارت تاسیس شده رقابت کنند و درآغازدر مورد اینکه درکجا محصولاتشان بخوبی فروش خواهد رفت نظر کمی و یاهیچ نظری ندارند. آنها مجبورند استحکام و قدرت جدیدی را ایجاد کنند.آنها مجبورند که بیاموزند چگونه مشتریان جدید را پیدا کنند و بازارهای جدیدی ایجاد کنند که از موفقیت درخشان می توانند ناشی شوند.بهرحال موقعی که این بازارها در حقیقت تاسیس شده اند،آن را آسان کننده نسبت به از هم گسیختگی شامل شده درتغییر،نمی سازند. برای سازندگان دیسک درایو ۱۴ اینچی که دوباره و دوباره هر دفعه تولید

موسسان شرکت جدید بوی را که اندازه های دیسک را کاهش می دهند را تکرار می کنند چه اتفاقی افتاد .شاگردان قدیمی و ثروتمند ناتوانی و عاجزی از مقاومت در برابر رقابت راثابت کردند،حتی با وجود اینکه آن نزدیکی یکسانی را بکاربردکه ثروت آنها را ساخنه بود (و رقابت آنها را از بین برده بود) پادزهر مهم این است که بپذیریم در هر تکنولوژی از هم گسیخته تجارتی یا معادل آن که در نوبت و انتظار قرار دارد،روزی توسعه بازار را نسبت به زیان شما توسعه خواهند داد و منقلب خواهند کرد .یکی از داستانهای موفقیت عالی موسسان شرکتهای بریتانیایی این بود که جی.سی.بام فورد از شکاف و از هم گسیختگی ناشی می شود.در سال ۱۹۴۷ جوبام فورد اولین و بهترین حفر کننده هیدررکیلی را تولید کرد – یک ماشین کوچک،طراحی شد تا دز پشت تراکتورها بکار گرفته شود که بطور کامل برای شغلهای مهم صنعت ساختمانی نا مناسب بود.
نیاز نبود،استفاده ممکن نبودسازندگان آنها تازه واردان هیدرولیکی را مطالعه کردند،اما همانطور که کریستنسن ذکر کرد، هیدرولیکها تکنولوژی بود که مشتریان آنها نیاز نداشتند – براستی استفاده ممکن نبود.موقعی که ماشینهای هیدرولیکی توانست بالاخره با کابل ترکیب شود، برای کابل خیلی دیر بود که نسبت به تحت تاثیر قرارگرفتن حمایت شود.جی سی بی و دیگرمصنوعات هیدرولیکی بیشتر بازاررا در بر گرفتند.در فرایند،جو و پسرش آقای آنتونی فروش را برای مبالغ بالاتر دردست گرفتند
۷۰۰ میلیون پوند در سال ۱۹۹۵ سهام مشترک آنها بوسیله شرکتی بوجود آمد که باعزم ثابت بطور خصوصی باقی مانده و در سال ۱۹۹۶ به ۸۰۰ میلیون پوند رسید.درشروع، استحکام مهم مبارزه طلبانی مثل بام فوردها در راه بسیارمناسب آنها قرار گرفت:در این تجارتهای از هم گسیخته با بازار های غیرمطمئن آنها،راه چاره ای برای نکات مهمی که زودترساخته شده بود،وجود ندارد تا همراه شما آموزش ببیند و غلط ها و اشتباهات را از اول بسازد اما به سرعت تاثیرمی گذارد و این تا وقتی است که شما راه بهتررا پیدا کنید.به دلایل کاملا عمیق
شرکتهای بزرگ این رفتاررا خارج از وجود در عملکردهای آنها در رابطه با موضوعات تادیب کردند.این دلیل این است که چرا همانطوری که آی بی ام نشان داد از طریق بهترین راه برای آنها که ازمورد ۱۴ اینچی اجتناب کنند،تاسیس و سرمایه کردن بعضی از تقلیدهاست که خودشان با لوتزم مستقل شروع کردند که می تواند با بازارهای کوچک بوجود آمده و به شکل شرکت های کوچک بوجود امده مبارزه کند. آن استیل و شکل شامل ۸ اصولی است که برندگان را از درندگان و شرکاء را از موسسان شرکت جدا می کند. فرصت بدست آمده با ارزشترین در تجارت است اما درشروع آن قطعی است،برندگان در شروع شرط بندی می کنند.
۱ ۰ پاداش قبول کردن ریسک و تنبیه نکردن شکست
۲ ۰ دادن عقاید جدید و تاپ ،با تقدم اولویت
۳ ۰ اجازه دادن به این عقاید برای توسعه آزادانه
۴ ۰ قرار دادن اجرای بزرگ در روی سفارش خوب

۵ ۰ رقابت و همکاری حریصانه با خودشان
۶ ۰ نام نویسی ازمدیران حرفه ای در زمان مناسب
۷ ۰ مهم دادن پاداش های مالی بطور گسترده ومایه دار
۸ ۰ دنبال نمودن سهم بازار اول و جلوتر از همه

بیشتر این ۸ مورد( از مطالعه یک تجارت هفتگی دره سیلیکون اقتباس شد) بطور قوی برای مهم مدیران در استدلال مدیران مصلحت آمیز بوده است به خارج از ضرورت خالص،اشخاصی که به موفقیت های سریع نایل می شوند،مجبور شده اند که رزشهای سلسله مراتبی و سنتی را رها کنند و آموختند که با بی نظمی در بهره های سرعت بالا و آنهایی که می توانند تحول ایجاد کنند،زندگی کنند.آن از بدست اوردن اطلاعات سری و خالص از موسسان شرکت تلفیق می شود که یک جریان بدون سابقه از کرم را در دستان مدیریت های غیر قرار دادی تولید می کند.بنا براین برای بدست آوردن موقعیت مقتدر بازار در اینترنت(۸)
که با نت اسکیپ معروف شروع می شود،فقط چراندمندگان آن را دور نگه دارید شما بسادگی مجبورید که موانع قدیمی را فراموش کنید ،به عنوان مثال با خودتان رقابت کنید (۲) بدین معنی است که در شروع نگران نباشید که محصولات موجودتان را آدمخواری کنید :اگر شما فرزندتان را نخورید،کس دیگری آن راخواهدخورد.سیکیتس آل شوگارت موسس دیسک درایو تنها یک نیمه شوخی است : گاهی اوقات من فکر می کنم ما روزی را خواهیم دید که زمانی است که شما یک محصول را در صبح معرفی می کنید و در پایان روز پایان زندگی آن را خبر می دهید.
چهار تفاوت
فرصت ۸ تایی،احتیاجات ماهرانه است.اما آنها درچهار قاعده استراتژیکی استراحت می کنند که استراتژی های برنده شدن را ازدرندگان و کسانی که سنگین راه می روند،نشان می دهند.
برندگان بر جهت برنده شدن متمرکز می شوند،هر شرطی را پوشش می دهند،با شرکاءقوی کار می کنند واقعا بزرگ فکرمی کنند. یک مثال فوق العاده از فکربزرگ ،نوکیای فنلاند است،
تکنولوژی تلفن سلولی که بهای فروش آن در بازار تا ۹ بیلیون دلار برده است.یکبارکه فنلاندی ها فرصت برنده شدن را درپتانسیل سلولی تشخیص داده بودند، آنها سرمایه هایشان را درجهت

بدست آوردن یک چهارم از فروش تلفن دنیا جاری کردند که به معنی تمرکزشدید آنهاست.به خاطر سلوس دار بودن،نوکیا کاغذ ،لاستیک های چرخ،فلزات ،الکترونیک های دیگر،کابل ها ،مجموعه های تلویزیون و سودهای پی سی را رها کرد وبه آی سی ال فروخت.بهرحال آن تمرکز شدید تنها بخشی از داستان است. آن شما را از قضیه نادرست کریستنسن نجات نخواهد داد. آنجا محلی است که هر شرطی که در آن وارد شود راپوشش می دهد.رهبران بازارشکست خورده توسط

قضیه نادرستی که لزوما دیده شده بود، حبس شدند – آنها نه تنها خودشان تکنولوژی های از هم گسیخته را توسعه دادند بلکه اغلب توسعه را به نقطه طرح یک تجارت بردند. اما آن هرگزاحساس اقتصادی برای بردن تکنولوژی به بازار- نه در سازمان تاسیس شده ،ایجاد نکرد، بنابراین سعی و تلاش صورت نگرفت. شروع های مستقل تنها پاسخ هستند. همچنین شما می توانید شرکاء را برگزینید. دهکده های عظیم سیلیکون عادت خوب سرمایه گذاری در شزوع کم را شکل دادند که نظریات و عقاید خوبی را ارائه می داد. سیستم های سیسکو خریده شده اند یا در ۳۴ مورداز آنها در مدت سه سال سرمایه گذاری شده است.اینتل به طورجدا۵۰۰ میلیون دلاربرای اهداف مشابه قرارداده است.اگر سرمایه گذاری با یک تکنولوژی جدید موفق شود، سرمایه گذاردر طبقه همکف است،اگر شروع از نظر مالی موفقیت آمیز باشد،سرمایه گذارامتیاز می گیرد والبته اضافه شده ها ،پیشرفت های جدید تکنولوژی و مالی است که دست در دست هم خواهند رفت.اگر سازندگان درایو ۱۴ اینچی در شکننده های ۸ اینچی سرمایه گذاری کرده بودند،رهبران نباید شکست می خوردند، البته که آنها به معترضان اجازه داده بودند که منطق خودشان را دنبال کنند. هولت پاکاردباصراحت زمانی کارکردها بکارگیری آزاد یک سازمان جدید برای ساخت ماده جوهرچاپ

کنندگان انجام گرفت که باید موقعیت تا اندازه ای سودمند خودش رادر چاپ کنندگام لیزری به رقابت می گرفت. پس تکنولوژی ازهم گسیخته با مزایای کلی اچ – پی کارکرد ومنطق قضیه نادرست کریستنسن را دنبال کرد. هیچ چیزدیگری جدایی احتمالی از دیگر پیروی کنندگان را دعوت نکرد، آیا شما از طریق جدایی۱۴ اینچی هستید؟
.شرکت استدلال مدیران س‏دوشنبه‏، ۲۰۰۵‏/۰۹‏/۱۲

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید

قیمت : 4,700 تومان

پرداخت و دانلود

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود به شما نمایش داده می شود و همچنین یک نسخه نیز برای شما ایمیل می شود .



کلمات کلیدی